ساعت 01:00 بامداد. این‌جا اتاقک نگهبانی است! صدای ما را که نه (!) ولی نوشته‌های ما را از وبلاگ "اعلام وجود" می‌خوانید! وبلاگ‌ای که اول می‌خواستم اسم‌اش را "عمدتاً سینما" بگذارم ولی در آخرین لحظه تغییر عقیده دادم.

ما توو دوره‌ی دبیرستان و "پیش" که بودیم (حتی فکر کنم سال اول دانشگاه نیز هم) کلاً سینما ده تا ژانر اصلی داشت (ده تا "گونه") با چند تا ژانر فرعی. بعداً نمی‌دانم چه طور شد که این ژانرها همین جوری زیاد تر و زیاد تر شدند! فکر کنم محیط شان مساعد بود تکثیر شدند!

آقا! وسترن. رمانتیک. پلیسی_جنایی_معمایی. سه تا. موزیکال. حادثه‌ای_ماجرایی_اکشن. حماسی_تاریخی. شش تا. زندگی‌نامه‌ای. فانتزی (یا همان تخیلی). وحشت انگیز ناک! این شد 9 تا. چی را نگفتم؟ ... ... ... کمدی! ده تا. تمام شد رفت! کاملاً هم واضح هستند ولی از هر کدام‌شان می‌خواهید چند تا فیلم° مثال بزنم. البته برای بعضی فیلم‌ها می‌شود دو تا از این اصطلاحات را اطلاق کرد. بعضی فیلم‌ها هم "غیر گونه‌ای" هستند. مثل مستندها و کارتون‌های بچه‌ها. بقیه‌اش دیگه هر چه بگویید، فوق فوق‌اش < تقسیم بندی > های دل_بخواه است. ممکن است تقسیم بندی خیلی مفید_ی هم باشد. ولی < ژانر > نیست.

دیگر از اصطلاحات‌ای که بوده و هست: علمی_تخیلی، که خودش نوع ویژه‌ای از فانتزی -است. درام و تراژدی. که بیش‌تر° مربوط به سرنوشت قهرمان فیلم هستند. دیگه دیگه... ... ... آهان، "تریلر". که کم و بیش° همان حادثه‌ای_ماجرایی است. و فیلم نوآر (نواغ! ...لغت فرانسوی).

خلاصه‌اش توو همین مایه‌ها. اما دیگه "خانوادگی" ژانر نیست!! چیزهایی مثل "برنده‌ی اسکار" و "با حضور ناتالی پورتمن" و "قدیمی" و "خیلی با مزه" ژانر نیستند! یک موقع‌ای هدفء دسته بندی این بود که شما یک موضوع گسترده را قانون‌مند کنید و بهتر بشناسید. حالا اگر به تعداد فیلم‌های روی کره‌ی زمین° ژانر تعریف کنید احتمالاً نقض غرض می‌شود! احتمالاً هان!

نمی‌دانم، اگر کس‌ای هست که در این مورد° اطلاعات تخصصی دارد لطفاً اعلام کند و سرایدار_ی را از نگرانی نجات بدهد!!

یارو زنگ می‌زند و 2 ساعت از یک فیلم‌ای تعریف و تمجید می‌کند و می‌گوید حتماً ببین. حتماً ببین!
شلدون: « باشه. ژانر_ش چی -است؟ »
یارو: « هیجان آور! یعنی بگویم سکته آور! بی نظیر است اصلاً. »
شلدون: « همین جوری واسه خودت بگو دیگه! هیجان انگیز! اعجاب آور! پرنده‌ی سریع! باتو باتو! »
یارو: « ژانر_ش، فکر کنم هم اضطراب آور است هم هیجان انگیز. » (!!)
شلدون: « ببین! من از پشت گوشی این جوری تصور می‌کنم که چند تا قوطی دارو برداشتی، داری برچسب‌های رووش را می‌خوانی!! هیجان آور! خواب آور! تهوع آور! »
یارو: « این‌ها را [که گفتم] روو خود دی_وی_دی‌اش نوشته. » (!!)
شلدون: « بیگ بنگ تئوری دیده‌ای؟ »
یارو: « آره. »
شلدون: « !!Thank you, ordinary person »  (!!)